تبليغاتX
خبرنگار اصولگرا

خبرنگار اصولگرا

شبکه ایران: سال‎هاست که نسل به نسل برای یک بار هم که شده، خیلی از جوان های تهران شب هنگام رفته اند "حاج منصور". رمضان بوده یا محرم، سری به آنجا زده اند.

شب تا سحر

از مسجد ارک تا بازار قدیمی تهران راهی نیست و برنامه شان هم اینجوری با هم تنظیم میشود که وقتی همه کسبه کرکره را کشیده اند پایین و رفته اند خانه، اینجا تازه اول کاسبی است! کاسب هایی که دل شب تازه میزنند بیرون. تهرانِ حالا که البته شب ندارد و انگار مردم نمی خواهند هیچ وقت سنگر خیابان خالی بماند اما استثنائا برای ماه رمضان آدم های عاقل زودتر بساط شبانه را جمع می کنند و چراغ خاموش می کنند و می خوابند که مبادا سحری خواب بمانند و یک روز بلند گرسنگی با چاشنی دویدن و دود و داد و هوار و دل‌ضعفه!

شاید خیلی معنی ندارد که آدم نصفه شب برود مناجات، خصوصا از نظر کسانی که عادت کرده‎اند منبر و روضه‏شان را از قاب تلویزیون، تماشا کنند و روی کاناپه یا فرقی نمی‎کند کف زمین، برُوبر تصویر مجلسی را ببینند یا با هدفون در خیابان و مترو گاهی چیزی گوش کنند.

اما بعضی عقلا هم مرام شان فرق می کند و شبهای ماه رمضان بیدارند اما نه پای رسانه‎ها. معلوم نیست این آدم ها که تازه 12 شب برای شان اول شب است و تا ساعتی مانده به اذان هم مدهوش نسیم‎های معنوی مسجد ارکند، کی هُل‌هُلکی به خانه می‌رسند و کی سحری خوردن و نخوردن و ادای فریضه نماز و بعد هم تن سپردن به فریضه خوابی که تا سه چهار ساعت بعدش قضا می‏شود! البته دولت هم که ساعتی فرجه رمضانیه داده و خواب شیرین بامدادی مردم تمدید نموده و زنگ رحیل به تعویق انداخته. خدایش خیر دهاد! که همه از عارف و عامی معترفند به شیرینی این تصمیم کارشناسانه!

خلاصه، عموم اهل تهران دست کم شنیده‎اند که جایی در حوالی جنوب شهر، هیئتی هست به نام حسین جان که در همین سالهای گذشته با واقعه آتش سوزی مسجد ارک و تشییع شهدایش باز بر سر زبان مردم و رسانه ها افتاد.

اصالت معنا یا فرم؟

یک تفاوت وجود دارد. گو اینکه اینجا همه سبک های مداحان قدیم را در صحن و سرای خویش متراکم و محبوس ساخته و هنوز بیرون نریخته! اصالت آن سبکها را ذخیره کرده برای آیندگان. نغمه‏های مدیحه و مرثیه‏اش از شر پاپ و جاز و راک‏زدگی در امان مانده و فقط فرم را بر سر مشتری‎اش آوار نمی‌کند بلکه روح و معنا بر اشعار و مناجات ها حاکم است. همه‎اش شور و سینه زنی و سبک نیست. چون مخاطب هم برای این نیامده. تفاوت در اینجاست که مخاطب این جلسه، مداح اصیل میخواهد نه ستاره مداحی! اینگونه است که سال‎های سال یک تهران است و یک مسجد ارک.

جوانترها می گویند نسل ما به "حاج منصور" بدهکار است. چونکه سالی یکی دو ماه از لابلای افسردگی و خستگی و هزار یک جور چاله و چاه و گناه -که مثل هوای آلوده به جان تهران جدید افتاده- فراری می شوند و می آیند پای مناجات و روضه هیئت حسین‌جان، و دلشان حسین‌جان‌گویان صیقل میگیرد مثل روز اولش! و این "دل" همیشه شب ها از شهر که به خانه می آمد، ایمانش را توی خیابان ها دود می‌کرد و به هوا می‌فرستاد و شب کوله بار سنگین کفر به خانه می آورد و حالا بر عکس است که "صبح کافر" و "شب مومن" شده است. آخرالزمان همین است دیگر!

تاریخ مناجات خوانی دسته جمعی

گفته شده که مناجات و ادعیه را دسته جمعی خواندن، از ابتکارات مرحوم آیت الله شاه آبادی بوده است. وقتی که استبداد رضاخانی هیئات را می بست ایشان برای تقویت متدینین، خواندن کمیل و توسل و ندبه را به شکل امروزی اش در مساجد رواج داد. روضه های خانگی هم که امروز بیشتر زنانه است از باقیات صالحات ایشان است.

همه می‎آیند مناجات. اما بعضی ها از جلسه حاج منصور توقع بیشتری دارند. گو اینکه در میان زیر و بم صدای جاودانه مسجد ارک و سخنان و مناجاتهایش، دنبال معنویت و صفای شیخ محمود تحریری هستند. حاج منصور ارضی خودش در مصاحبه‎ای می گوید از سه نفر بهره برده: "یکی شیخ محمود نجفی، استاد اعظم ما که در وادی السلام قم مدفون هستند. دیگری حاج آقای سراج، که در صحن شاه عبدالعظیم دفن شده اند و دیگری شیخ محمود تحریری که از شاگردان برجسته مرحوم شاه آبادی و هم سلک امام بودند." (مصاحبه به سایت خیمه)

سیاست به سبک مسجد ارک

اما دنبال هر چه که باشید، سیاست از قدیم نمک گپ و گفت ایرانیان بوده و اینجا هم سخن از سیاست و تحلیل اوضاع مملکت از اجزای جدانشدنی این برنامه چند ساعته است و خواننده مجلس هر از چندی به قدر وظیفه، به شخص یا گروهی -که فرقی نمی کند راست باشد یا چپ یا میانه- هجمه‎ای میکند و تذکری می‏دهد. تعریضات او به آقای رفسنجانی زبانزد است. حالا با خط سیاسی شما بخواند یا نه، باید دانست که بالاخره اینجا مسجد ارک است و میان سینه‌زنها و گریه‎کن‌های پر و پا قرص هیئت حاج منصور است که حرفش را می‎خوانند و می‏خرند.

و برخی که ارادت و فراغت بیشتری دارند جلسات دیگر را هم می‎روند. هفته به هفته سیدالکریم(س) در شهر ری شاهد است که در نیمه های ‌شب چند هزار زائر ‌کمیل‌خوان دارد که تا صبح بیدارند. همینطور سالهای سال است که زیارت عاشورای لباس فروشها در چهار راه مخبر الدوله، معروف به "صنف" شاهد روضه‏ها و اشک و سوز این پیر غلام دلسوخته است.

تو خیابونیا!

امسال هم توی خیابان، تا میدان آدم می‌نشیند. آن چند متر فرش توی خیابان که پر می‏شود مردم با سجاده و روزنامه و چفیه، زیرانداز درست می‌کنند و روی آسفالت می‌نشینند. سالهای اخیر که مترو تهران هم دم میدان ایستگاهی زده، جلسه محرم شلوغ تر شده. وقتیکه در ایستگاه پانزده خرداد از فضای تمیز و بی روح مترو بیایید بیرون یکراست تا مسجد ارک دو دقیقه بیشتر راه نیست، البته اگر بپیچید سمت فلافلی‏ها یا بساطی‏هایی که متعلقات و محصولات هیئتی می فروشند باز هم صدا می‎رسد و فیض می برید. خصوصا که از فلافلی‏های روبروی هیئت استقبال خاصی می‏شود. خیلی‏ها طعمش را زیر زبان دارند و می‌دانند آن ترشی را که گاریچی‎ها می گذارند تنگ فلافلشان، کار را با خیلی جاها متفاوت می‎کند.

التماس دعا

اما مناجات ماه رمضان ساعت یک شروع می شود و سه تمام. مترو تعطیل است و اگر خودتان وسیله نداشته باشید با زحمت راه و مهم تر از آن چند هزار تومن کرایه، حسابی پیاده می‏شوید. با این توصیف اگر عزم کردید و رفتید، حتما نرسیده قبول است و آنجا از دعا برای دیگران فراموش نکنید.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 1:39  توسط حميدرضا بياني  | 

با تبریک اعیاد شعبانیه ومیلاد امید همه دلها و اميد است كه از ياران صديق آن حضرت شويم ظهورش را با معرفت - محبت و صداقت درك  كنيم.

مواضع برخي از سياسيون بعد از شنیدن خبر ظهور اينگونه پيش بيني مي شود:

اگر حضرت مهدي سلام الله عليه همين فردا ظهور كند


اوباما:

حالا كه كار به اينجا رسيده، ما اصلاً با مسائل داخلي مسلمانان كاري نداريم. اما يك بسته پيشنهادي براي ايشان فرستاده‌ايم كه اگر ظرف مدت 48 ساعت پاسخ مثبت ندهد، دايره‌ي تحريم اقتصادي را تنگ‌تر مي‌كنيم. كاري مي‌كنيم كه نه تنها هواپيما و بنزين ندهند، بلكه كشورهاي هم پيمان حتي دارو و كره و پنير هم نفروشند.

نتانياهو:

شايد به مكه،‌ قم و جمكران حمله هوايي كنيم و يا اصلاً حمله اتمي داشته باشيم.

صدر اعظم آلمان:

مواضع وي نسبت به هلوكاست براي ما روشن نيست.

منتظري (در پاسخ به استفتاء‌ برخي از كساني كه نمي‌خواهند نامشان فاش شود. به نقل از بي‌بي‌سي):

حمايت و اطاعت از كسي كه هنوز عدالتش به اثبات نرسيده است صورت شرعي ندارد.

صانعي: گوش كردن به اخبار مربوط به ظهور حضرت حرام است!

خاتمي (در جمع عده‌اي از زنان و دختران):

مسلمانان و شيعيان نبايد در طرفداري از آن حضرت افراط كنند! دين اگر مقابل آزادي بايستد،‌ محكوم به شكست است. (كف و صوت حضار)

خاتمي در نشست با شخصيت‌هاي مسيحي و يهودي:

ما اصلاً با ظهور ايشان كاري نداريم. تاريخ نشان داده كه با زور كاري حل نمي‌شود. ما سعي مي‌كنيم با گفتمان مسائلمان را حل كنيم.

خاتمي در مصاحبه مطبوعاتي:

اصلاحات با امام زمان يا بي امام زمان راه خودش را مي‌رود و چار چوب‌هايش هم مشخص است. ما مي‌گوييم قانون. اصلاً امام زمان هم بايد قانون گرا باشد.

موسوي پس از گذشت سال‌ها از ظهور، پست سر گذاشتن جنگ‌ها و ايام آغازين  استقرار حكومت جهاني:

قبلاً اگر چيزي از امام زمان يا انتظار يا ظهور چيزي نمي‌گفتم، چون احساس خطر نمي‌كردم. اما الان با اين چيزي كه اتفاق افتاده احساس خطر كردم!

موسوي در گفتگو با اعضاي ستاد:

اتفاقاً قبلاً هم در چكسلواكي يك نفر كه سال‌ها نقاشي مي‌كرد قيام كرد و رئيس جمهور شد. پس چه اشكالي دارد كه من بيايم.

موسوي در گفتگوي تلويزيوني:

اين كه مي‌گويند ايشان ظهور كرده دروغ است. اين كه مي‌گويند مردم فوج فوج به ايشان مي‌پيوندند دروغ است. اين كه آمار مي‌دهند حكومت‌هاي جور يكي بعد از ديگري سقوط كرده‌اند دروغ است. اصلاً جز آن چه من مي‌گويم هر كه هر چي مي‌گويد دروغ است.

موسوي در جمع طرفداران:

به من مي‌گويند تو امام زمان و نماينده‌هاي ايشان و حكومت‌هاي منصوب و واليان ايشان و حتي سپاه و لشكريان ايشان را قبول نداري! اصلاً اين گونه نيست. اتفاقاً من قبل از همه شما و حتي از بچه‌گي اينها را قبول داشتم. ولي ما آن نماينده‌اي را قبول داريم كه به حرف ما گوش كند. آن حكومت‌هاي منصوب را قبول داريم كه خودمان رئيس‌اش باشيم. آن واليان را قبول داريم كه در انتصاب آنها از ما نظر خواسته باشند و آن دسته از سپاه و لشكر امام را قبول داريم كه حرمت دشمنان امام را مانند ناموس خود محافظت كنند و اساساً آن امام زماني را قبول داريم كه ما را به رسميت و رياست بشناسد.

كروبي:

من از كسي ترسي ندارم. همين كه امروز صبح اين خبر را شنيدم 50 يا 60 تا نامه به ايشان نوشتم و به بقيه هم رونوشت فرستادم. چطور شد تا ديشب طبق آخرين اخباري كه من داشتم ايشان ظهور نكرده بود، من خوابم برد،  صبح كه بيدار شدم گفتند: آقا ورق برگشته و امام زمان ظهور كرده است؟!

دفتر كروبي:

جناب آيت ا... كروبي (ادام ا... ظله العالي) در تجمع دشمنان امام زمان (ع) حضور عمدي نداشته‌اند، بلكه با تاكسي از آنجا عبور مي‌كرد كه در ترافيك گير كردند. عده‌اي با زيارت ايشان او را از تاكسي پياده كردند و از او خواستند كه برايشان حرف بزنند و ايشان نيز حضار را نصيحت كرد كه صبر و تأمل داشته باشند تا ببينيم چه مي‌شود؟

هاشمي در يك مصاحبه مطبوعاتي به هنگام ظهور:

خبرنگار: مي‌گويند شما آن طور كه بايد و از شما انتظار مي‌رفت ايشان را قبول نداريد؟!

هاشمي: اصلاًً اين طور نيست. اتفاقاً ايشان هنوز نيامده بود و در غيبت بود كه ما خودمان ايشان را به مردم معرفي كرديم. ما گفتيم در شرايط فعلي ايشان بايد امام باشند. الآن هم كه بقيه نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم اتفاقاً انتخاب درستي كرده بوديم و به موقع ايشان را در اذهان عمومي آورديم و مطرح كرديم. من و امام زمان لازم و ملزوم هم ديگر هستيم.

هاشمي در يك نامه بدون سلام بعد از خروج و انقلاب:

اگر به بزرگان اين نظام مانند فرزندان من آسيبي برسد و يا اهانتي شود، ممكن است من باز هم دندان روي جگر بگذارم و حرفي نزنم،‌ اما ديگ جوشان سينه‌هاي معترضين مي‌تركد و محتواي آن به خيابان‌ها مي‌ريزد. 
 
 
 هاشمي در كوران انقلاب و درگيري‌هاي آخر الزمان:

بالاخره ما خودمان گفتيم اسلام و امام زمان. اما براي برون رفت از اين بحران چند پيشنهاد دارم كه برخي از دوستانم در تشخيص مصلحت نيز آنها را تأييد كرده‌اند. (به حالت بغض و گريه) اولين شرط برون رفت از اين بحران، آزادي همه‌ي اون افرادي است كه گناهي جز انكار حضرت نداشتند و براي احقاق حقشان بسيار آرام به خيابان‌ها آمده بودند.

هاشمي در خطبه‌ي نماز:

از پيامبر حديث داريم كه به حضرت علي (ع) فرمود: اگر مردم تو را خواستند خدمت كن و اگر نخواستند برو و در خانه بنشين. حالا بالاخره ايشان آمدند و كارها را مديريت مي‌كنند. بقيه هم نظرياتي دارند و كار خودشان را مي‌كنند و البته مردم هم در آخر نظر خودشان را خواهند داد.

ناطق نوري:

اميدوارم ايشان بتوانند اعتماد از دست رفته در ميان مردم را دوباره جمع كنند.

فائزه:

اگر خاتمي در 18 تير و موسوي در 22 خرداد بي عرضگي نمي‌كردند، ما همان موقع كار را تمام مي‌كرديم و به اينجا نمي‌كشيد.

مهاجراني در لندن و مصاحبه با بي‌بي‌سي:

اين امام زمان با آن امام زماني كه ما مي‌شناخيتم زمين تا آسمان متفاوت است. ايشان بايد در برخورد با منكرين، ظالمين و مستكبرين جهان دو اصل مهم «تسامح» و «تساهل» را سر لوحه اقدامات خود قرار دهند. بعيد نيست اگر دست به شمشير ببرند مثل اجدادشان كشته شوند.

سروش:

امام زمان شدن نتيجه‌ي سير طبيعي عرفا است. هر كسي مي‌تواند امام زمان بشود. در واقع تلاش عرفا در شكل‌گيري اصل دين و امامت نقش آفرينشي دارد. اين كه مي‌بينيد امام زمان يك جا رئوف است و يك جا غضبناك، چون او هم مثل بقيه است. الزامي ندارد كه بيان ايشان بيان خداوند باشد،‌ بلكه خداوند مضمون منظورش را به ايشان رسانده و صورت آن را خود ايشان مي‌سازد و ... .

حجاريان، امين‌زاده، تاج‌زاده و ... در ستاد برنامه‌ريزي:

در ميان مردم شايع كنيد كه چون امام زمان مدعي حكومت اسلامي شده است،‌ معلوم است كه طرفدار مصباح است. مصباح هم مي‌گفت: حكومت اصالت دارد نه جمهوري. شايع كنيد اينها همه با جمهوريت مخالف هستند. شايع كنيد كه ايشان مي‌خواهد حكومت منطقه‌اي از جهان را به مصباح بسپارد.

عطريانفر:

ما به عنوان نخبگان موظفيم كه حرف بزنيم. درست است كه ما سوپاپ‌هاي نظام مهدويت هستيم و البته گاهي هم ريپ مي‌زنيم، خوب امام زمان ريپ ما را تنظيم كند. مگر او براي اصلاح جامعه نيامده است؟ البته ايشان بايد توجه داشته باشند و عنايت كنند كه چه اتفاقي افتاد كه ما نخبگان ريپ زديم؟! 
 
 ابطحي:

يك سوي شجاعت اين است كه عده‌اي به سوي حضرت بشتابند، اما يك سوي ديگر شجاعت اين است كه ما با شجاعت تمام اقرار كنيم كه هيچ‌گاه ايشان را نشناختيم و در راهش هيچ قدم مثبتي بر نداشتيم. و البته طبيعي است اگر دادگاه بگويد اين بي‌معرفتي ما و كارهايي كه كرديم گاهي هم به نفع دشمنان ايشان بود و زمينه را براي تأخير ظهور مساعد مي‌كرد.

بهزاد نبوي:

من در جلسه خصوصي گفتم كه بالاخره چاره‌اي از قبول ايشان نيست. اما چون نمي‌خواهم به خاتمي، موسوي و بقيه بر و بچه‌ها خيانت كنم، حاضر نيستم علني بگويم.

برخي از روحانيون به اصطلاح مبارز:

ما شاگردان امام خميني (ره) و پويندگان راه ايشان هستيم. همان طور كه هيچ كس حق نداشت به خاطر مخالفت با ولي فقيه به ما انگ ضد ولايت فقيه بزند، امروز نيز هيچ كس حق ندارد به خاطر مخالفت با شخص حضرت مهدي، به ما بر چسب ضد امام يا ضد ولايت بزند. ما اصل امامت را قبول داريم و اساساً اين فقط ما هستيم كه مي‌فهميم امامت و ولايت يعني چه؟ اما امام و صاحب ولايت كيست و چه حد و حدود و حقوقي دارد؟ يك بحث ديگري است.

كواكبيان به نمايندگي از فراكسيون اقليت در مجلس:

خبرنگار: گمان مي‌كنيد شخص امام زمان (ع) در تعيين حكام، نايبان،‌ واليان،‌ نمايندگان و ... از سوي مجلس با مشكل مواجه شوند و روزهاي سختي در پيش داشته باشند؟

كواكبيان (با همان خنده‌ي مسخره): حتماً – حتماً، شك نكنيد. ايشان حتي يك نشست تخصصي هم با ما نگذاشتند و اصلاً از ما نظر نخواستند. معلوم است كه روزهاي سختي در پيش دارند و از سوي مجلس با مشكل مواجه خواهند شد. حالا ببينيم چه كساني را معرفي مي‌كنند. ولي فرقي نمي‌كند. هر كس را كه معرفي كنند، فراكسيون تصميم خودش را در مخالفت گرفته است.

سو تيتر روزنامه‌هاي زنجيره‌اي:

- باز هم قتل‌هاي زنجيره‌اي!

- جناح راست متهم اصلي پرونده‌ي قتل رؤساي سيا – موساد و آنتلي جنت سرويس!

- نمي شود يك نفر براي شش ميليارد نفر تصيميم بگيرد.

- مردم خودشان مي‌توانند امام زمان خود را انتخاب كنند.

احمدي نژاد:

جانم فداي ايشان. من در خدمتگزاري و نوكري حاضرم. اگر شبيه رئيس جمهورها نيستم، شبيه نوكران حضرتش كه هستم. حتي اميد دارم در ركاب ايشان شهيد شوم. اگر به من كاري دادند انجام مي‌دهم و اگر هم ندادند، نظر مبارك ايشان شرط است. ولي اي كاش يك كار آبرومندي هم به مشائي بدهند. حتي اگر به قيمت كنار گذاشتن من باشد.

برخي از مؤمنين جانماز آبكش و مدعي:

گفته بودند ايشان بيايند چنين و چنان مي‌شود. آقا خون ريخته شده! آقا در جهان ظلم هست. اين چه اسلامي است كه اين همه كشت و كشتار دارد. كدام عدالت. جواب اين خون‌هايي كه از دو طرف ريخته مي‌شود را چه كسي مي دهد؟ الكي جوان‌هاي مردم را به خيابان‌ها كشيده‌اند و براي آنها حديث مي‌خوانند كه در اين راه اگر جهاد كنيد و كشته شويد، شهيد مي‌شويد! يعني چه الآن ظهور شده و قيام است و شايد برپايي حكومت و عدالت چند دهه به طول بيانجامد... اصلا ما با اين حرف‌ها كاري نداريم. اين كه نشد اسلام. - خدا مي‌داند. ما مي‌رويم در گوشه‌اي به عبادت خداوند مي‌پردازيم و منتظر قيامت مي‌نشينيم. همان بهتر كه ما هيچ نگوييم و به عبادت و تلاوت قرآن و دعاي كميل و زيارت عاشورا كه خيلي هم ثواب دارد و كاسبي خود مشغول باشيم. ما اين ظهور را نخواستيم و إن شاء‌الله زيارت كربلا و عمره‌ي مفرده ما را بس. 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 20:15  توسط حميدرضا بياني  | 

ضِرار به معنی زیان رسانیدن تعمّدی است. و آیات 107 تا 110 سورة توبه اشاره به ماجرای مسجد ضرار می کند، که خلاصة آن به شرح زیر است : در سال نهم هجری گروهی از منافقان که به ظاهر مسلمان بودند، نزد پیامبر(ص) آمدند. و عرض کردند که به ما اجازه دهید که مسجدی در میان قبیله بنی سالم (نزدیک مسجدقبا) بسازیم. تا افراد ناتوان و بیمار و پیران از کار افتاده در آن عبادات خود را انجام دهند، و نیز در شبهای بارانی که گروهی از مردم توانایی آمدن به مسجد شما را ندارند، فریضه نماز را آنجا انجام دهند.

این زمانی بود که پیامبر(ص) با گروهی از مسلمانان عازم جنگ تبوک بودند. پیامبر(ص) به آنها اجازه دادند. آنها از پیامبر(ص)تقاضا کردند که شخصاً بیایند و در آن مسجد نماز اقامه کنند. پیامبر(ص) فرمودند : "من عازم سفرم، هنگامی که بازگشتم، به خواست خدا چنین خواهم کرد.

پس از بازگشت پیامبر از تبوک، آنها مجدداً نزد پیامبر (ص) آمده و تقاضای خود را مبنی بر اقامه نماز در مسجد آنها توسط پیامبر(ص) تکرار کردند. و این هنگامی بود که هنوز پیامبر(ص) وارد دروازه های مدینه نشده بود. دراین هنگام فرشته وحی نازل گشت، و آیات 107 تا 110 سورة توبه را بر پیامبر (ص) وحی کرد، و پرده از اسرار کار آنها برداشته شد.

بدنبال این وحی آسمانی، پیامبر(ص) دستور دادند که مسلمانان مسجد مزبور را آتش بزنند، و بقایای آن را نیز ویران کنند. (1) قرآن کریم در این باره می فرماید : "والذین التخذوا مسجداً ضِراراً و کفراً و تفریقاً بینَ المؤمنین و اِرصاداً لِمَن حارَبَ اللهَ و رسولَهُ مِن قبل و لَتَحْلفُنَّ إن ارَدْنا إلا الحسنی و الله یشهدُ إنَّهم لَکاذبون" (2) یعنی "کسانی هستند که مسجدی ساختند برای زیان(به مسلمانان) و تقویت کفر و تفرقه میان مؤمنان، و کمین گاه برای کسی که با خدا و پیامبرش از پیش مبارزه کرده بود، آنها سوگند یاد می کنند که نظری جز نیکی و خدمت نداشته ایم، اما خداوند گواهی می‌دهد که آنها دروغگو هستند." "لا تَقُمْ فیه ابدا..." یعنی "هرگز در آن قیام (و عبادت) مکن... ." (3) "لا یَزالُ بنیانُهُمُ الذی بَنَوْا ریبةً فی قلوبهم إلا أن تقطَّع قُلُوبُهُم واللهُ علیم حکیم" (4) یعنی " این بنایی را که آنها کردند، همواره به صورت یک وسیله شک و تردید در دلهای آنها باقی می ماند؛ مگر اینکه دلهایشان پاره پاره شود، (و بمیرند، و گرنه از دل آنها بیرون نمی رود). و خداوند دانا و حکیم است."

اما این منافقان چه کسانی بودند؟ قبل از هجرت پیامبر( از مکه به مدینه، فردی بود به نام ابوعامر که از راهبان مسیحی و از عبّاد و زهّاد به شمار می رفت. و در میان قبیلة خزرج از نفوذ وسیعی برخوردار بود. هنگامی که پیامبر( به مدینه هجرت کرد، و مسلمانان گرد او را گرفتند، و در جنگ بدر بر مشرکان پیروز شد، ابوعامر که خود روزی از بشارت دهندگان ظهور پیامبراسلام( بود، اطراف خود را خالی دید؛ از اینرو به مبارزه با اسلام برخاست. از مدینه به سوی مشرکان مکه رفت، و برای جنگ با پیامبر از آنهاکمک خواست؛ و حتی در غزوة احد علیه مسلمانان وارد عمل شد. پس از جنگ احد به سوی فرمانروای روم، هرقل رفت و از او برای مبارزه با پیامبر اسلام کمک خواست. و از طرفی به هواداران خود در مدینه نیز نامه نوشت، که بزودی با لشکری از سوی هرقل به سمت مدینه خواهد آمد، و لازم است که منافقان مدینه کانونی را جهت فعالیتهای آتی او در مدینه برای او آماده کنند.

هواداران او نیز چون نمی توانستند علناً خواسته خود را تحقق بخشند، به بهانه ساختن مسجدی برای بیماران و پیران، نیّات شوم خود را عملی ساختند. اما وحی الهی نازل گشت، و خیانت آنها آشکار گردید.

شاید اینکه پیامبر( قبل از رفتن به تبوک با آنها مخالفت نکرد،‌ بدان جهت بود که وضع کار آنها روشن تر شود. و از طرفی شاید نمی‌‌خواست فضای آرام مدینه در آن اوضاع و احوال دچار تشنج شود. با توجه به آیاتی که در این باره نازل گشته، معلوم می گردد که منافقان با این عملشان، در واقع می خواستند مقدمات نابودی پیامبر اسلام و دین او را فراهم کنند، در میان صفوف مسلمانان ایجاد تفرقه کنند، و کانونی جهت فعالیتهای ضداسلامی خود فراهم کنند.

داستان مسجد ضِرار درسی است برای عموم مسلمانان در هر عصر و دورانی، که هرگز نباید ظاهربین و سطحی نگر باشند، و فریب افراد به ظاهر حق به جانب را بخورند. و چهرة نفاق و منافق در هر رنگ و لباسی ممکن است ظاهر شود، حتی در لباس طرفداری از قرآن و مسجد؛‌ و مخالفین اسلام ممکن است در لباس دین بر ضد دین فعالیت کنند. موضوع اتحاد میان مسلمانان بقدری اهمیت دارد، که حتی اگر ساختن مسجدی در کنار مسجدی دیگر موجب تفرقه و پراکندگی مسلمانان گردد، مسجد تفرقه ‌اندار نامقدس است؛‌خانه خدا نیست، بلکه کانون شیطان است. منابع و مآخذ:1. تفسیر نمونه، جلد 8، ص 1342. سوره مبارکة توبه/‌آیه 1073. سوره مبارکة توبه/‌آیه 108 سوره مبارکة توبه/‌آیه 110

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 19:21  توسط حميدرضا بياني  | 

 

فعلا سكوت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 1:38  توسط حميدرضا بياني  | 

سه روز پس از آن كه رهبر معظم انقلاب عدم رضايتشان از انتصاب اسفنديار رحيم مشايي به معاون اولي رياست جمهوري را به دكتر احمدي نژاد ابلاغ كردند، هنوز هيچ‌گونه خبري از استعفاي رحيم مشايي منتشر نشده است.

رهبر انقلاب در اين نامه، به مصلحت نبودن انتصاب رحيم مشايي براي تصدي معاونت اول رئيس جمهور و ديگر معاونت ها را متذكر شده اند.

طبق مباني ديني و اصول قانون اساسي، نامه رهبر انقلاب اسلامي، يك حكم حكومتي و لازم الاجرا براي تمام اركان و مسئولين در جمهوري اسلامي است، لذاپست معاونت اولي مشايي فاقد اعتبار شرعي و قانوني است.

با تأكيد براين مسئله كه هيچ مقام و مرجعي جز مقام ولايت فقيه، حق صدور حكم شرعي در امور حكومتي مانند عزل و نصب يك مقام دولتي و امثال آن را ندارد، اميدوار است، آقاي مشايي هرچه زودتر نسبت به استعفا اقدام كرده و يا دكتر احمدي‎نژاد با توجه‌ قانون‌مداري و روحيه ولايت‌پذيري خود درخصوص بركناري وي اقدام نمايد.

با اين حال آقاي احمدي ن‍ژاد تو خود مي داني كه در چند روز آينده رهبر انقلاب حكم تنفيذ شما را صادر مي كنند و اين بدين معناست كه شما داراي مشروعيت براي ادامه خدمت در اين دولت هستيد .

لذا با توجه به حكم رهبري و خبرهاي رسيده در خصوص پافشاري براي نگه داشتن مشاعي در دولت آن هم در محضر رهبر انقلاب ، در كارنامه خود نمره منفي را درج كرديد.

آقاي احمدي نژاد شما اين را بدانيد كه بيشتر از رهبر انقلاب نمي فهميد هم تو و هم آن مشاعي  و اگر مقابل ولايت بياستيد براي ما فرقي ندارد چه شما باشيد و چه هاشمي و ارذل و اوباش سياسي ديگر مشت محكي بر دهان شما خواهيم زد.

و روي ديگر حرفم با اراذل اصلاح طلب است ، در اين مسئله پا را از گليم خود دراز تر نكنيد كه شما در امتحان پيروي از ولايت پيش از اينها رد شديد.

خدا آخر و عاقبت ما رو ختم به خير كند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 23:44  توسط حميدرضا بياني  |